اپیزود 1: با دوست سوریه ایم که به زبان عربی صحبت می کنه و خودش رو عرب نمی دونه وسوری ای می دونه تو اتوبوس بودیم که ناگهان اتوبوس نگه داشت و راننده از جلوی اتوبوس به طرف ما آمد و گفت که با موبایل حرف زدن در اتوبوس ممنوع است
این در حالی است که در اتوبوس سه عدد سگ وحشی به همراه صاحبان ولگردشان دیده می شود و دختر پسری درحال معاشقه و لب گرفتن هستند
دوستم میگه ما متعلق به این سرزمین نیستیم
پیوست :دمشق
قدیمی ترینپایتخت جهان است و جالبه سوریه بازار مصرفی پژو و سمند ایران است
اپیزود 2: جدیدا به این نتیجه رسیدم که خدا اگه یک استعداد و توانایی و یا حتی شانس رو به انسان بده و انسان نتونه ازش استفاده کنه
دیگه نمی شه از خدا توقع چیزهای بیشتری داشت و اونم نمی ده , چون که خدا نمی تونه همه استعدادها رو به همه بده
اپیزود 3: دوستان شاکی شدن که چرا اینقدر در مورد
ابی می نویسم
این مدت ابی خیلی پرسروصدا بود و به همین خاطر فرصت را غنیمت شمردیم و توانستم برای
ابی یک طرفدار غیر ایرانی که فارسی را نمی فهمد و از موسیقی و صدای ابی شگفت زده شده بود را به ابی لاور ها بیفزاییم
آهنگی که برای به دام انداختن دوستان استفاده می کنم آهنگ
نفس نفس است و دوستم من رو مجبور کرد که همه آهنگ رو براش ترجمه کنم
خداکنه ترجمه آهنگ
سبد سبد رو از من نخواهد که باید براش بگم
I love you basket basket
دوست دارم سبد سبد
راستی بد نیست
دوست دارم رو به همه زبونها بلد باشین
اپیزود چهار: امیدوارم اینو مامان بابام نخونن که دلواپس می شن
مصرف حشیش , شیشه و گرس و ماری جوانا در بین جوانان آلمان خیلی متداول هست
از هر کی یک مدت اینجا بوده می پرسم یکیشو مصرف کرده و جالبه که بهشت معتادان آمستردام هست
و مصرف و خرید همه چیز آنجا آزاد است
من که یک قلیان زپرتی خریدم و با همان اموراتمان می گذرد
فیلم وحشتناکی از عواقب مصرف کراک در ایراندر ایران یا یک کاری رو نمی کنن یا اگه می کنند تا آخر می روند
هنوز هم بر همان فلسفه ارسطویی هستیم که یا از ماست یا بر علیه ماست
جالبه که کاشف فلسفه فازی هم
دکتر لطفی زاده خودمان است و به زبان ساده می گوید طرف می تونه بیشتر از دوحالت داشته باشد و مثلا خنثی باشد
اپیزود پنج: خیلی وقتها بعد از اینکه فهمیدند ایرانی هستم از من می پرسند که الکل می خوری تا نه ؟
و من همه بهشون می گم مرتیکه ما سالهاست که می خواره هستیم
دو تا شعر هم براش می خونم
دل در برو می در کف و معشوق به کام است
بیا ساقی آن می که حال آورد کرامت فزاید کمال آورد
اکنون که گل سعادتت پربار است دست تو ز جام می چرا بيکار است
میخور که زمانه دشمنی غدار است دريافتن روز چنين دشوار است
گر می نخوری طعنه مزن مستانرا بنياد مکن تو حيله و دستانرا
تو غره بدان مشو که می می نخوری صد لقمه خوری که می غلامست آنرا
و در ادامه میگم
کاشف فرمول الکل ایرانی بوده و اینکه آبجو در ایران مثل آب معدنی می مونه
و ایرانیا لب به کمتر از ویسکی و ودکا و عرق سگی و توله سگی و گاهی الکل صنعتی نمیزنند
و طرف چشم هاش چهار تا میشه
تا بدرقه بعدی